شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

121

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

اول در تعظيم و تبجيل علماء كه ، چابك‌سواران « 1 » قلم فتوى و گوىربايان ميدان تقوىاند ، حلقهء امرهم حتم * 18 در گوش كنيد و كمر ، طاعتهم غنم * 19 بر ميان بنديد و در تعظيم و توقير ايشان غايت « 2 » جهد مبذول داريد كه كيفيت اصول « 3 » و فروع دين و ملت و كميت مقادير ملك و دولت و نظام حل و حرمت اسلام و شريعت به احكام ايشان باز بسته و نص « 4 » : يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً * 20 در حق ايشان منزل شده و بر نصّ خاتم راى و ضمير ايشان نقش پذيرفته و سر « 5 » : هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ * 21 به نور علم و وفور « 6 » دانش اين گروه ظاهر و لايح گشته ، فعظّم مقادير اهل العلوم فقد اوجب اللّه اعظامهم * 22 وارثان انبيااند ، اهل علم * رشحه اقلام * 23 ايشان كيمياست توتياى ديدهء اهل يقين * خاك پاى وارثان انبياست و دبيران و خداوندان قلم را گفت كه نوك خامهء شبرنگ ايشان كه بلبل بستان بلاغت است و زبان كلك غاليه بارشان عندليب اغصان براعت « 7 » چون بر عذار كافورى صبح از زلف مشك افشان شام « 8 » دام عنبر فام كشند . ، رخسار ملك و چهرهء دولت را به خط دوام و خال خلود آراسته دارند و هنگام آن كه طاير زرين و طوطى هورآفرين « 9 » را از نافهء چين زّقهء مشكين دهند « 10 » ، خزانهء قارون را در زواياى خانه وديعت نهند ، لمصنفه « 11 » : چنان كه تيغ شهنشه اساس ملك نهد * زبان خامهء دستور ، كار دين سازد دو توأمند حسام و قلم كه خسرو عهد * به پشت‌گرمى اين هردو گردن افرازد

--> ( 1 ) - ب و ج : + مضمار فتوى و اخترشناسان گردون تقوىاند نهايت جهد مبذول داريد . ( 2 ) - ب و ج : + بذل . ( 3 ) - ج : اصول دين و فروع ملك دولت . ( 4 ) - ج : + آيه . ( 5 ) - ج : + آيه . ( 6 ) - ب : نور دانش . ( 7 ) - ج : براحت . ( 8 ) - ب و ج : - شام . ( 9 ) - ج : نورآفرين . ( 10 ) - ب و ج : + واو . ( 11 ) - ب و ج : - لمصنفه .